زندگینامه «ارنستو چه گوارا»: مارکسیست، پزشک و انقلابی آمریکای جنوبی

مجله ویدیویی بدون سانسور توفیدز، حاوی آخرین اخبار ایران و جهان، ویدیوهای طنز سیاسی و دینی، ویدیوهای افشاگرانه و سکس اسلامی، دوربین مخفی و مطالب بزرگسالان 18+، سرگرمی و فیلم.

جستجوی توفیدز

مطالب مرتبط

زندگینامه «ارنستو چه گوارا»: مارکسیست، پزشک و انقلابی آمریکای جنوبی

اهمیت:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 رای)
Loading...

حمایت اختیاری از دیپ پادکست:
https://www.youtube.com/channel/UCXpLBBvO1JRm4S1_eBa6Zcw/join

Instagram: Https://www.instagram.com/deep.podcast
Telegram Channel: Https://www.telegram.me/deeppodcast

ارنستو چِه گِوارا
او یک نماد جهانی از انقلاب و مبارزه طلبی علیه ابر قدرتهاست. چهره و ظاهرش به طور فراگیر به عنوان یک نماد انقلابی و یک نشان حماسی جهانی شناخته شده است. اما چه چیزی پشت این چهره انقلابی در آمریکای جنوبی بود که پس از گذشت سالها، همچنان تاثیرش در سراسر جهان دیده میشه، در این ویدو قصد داریم راجع به این فرد صحبت کنیم. پزشک و انقلابی آمریکای جنوبی: ارنستو چه گِوارا!
(معرفی)
سالهای آغازین:
ارنستو گِوارا دِ لا سِرنا ، در چهاردهم ژوئن سال 1928 در (روزاریو) ی آرژانتین متولد شد. پدرش یک صنعتگر و معمار بود و در یک خانواده سطح بالا به جهان گذاشت. کار پدر طراحی و سرمایه گذاری در صنعت کشتی بود. در همان دوران کودکی اون رو (چه) خطاب میکردند. ارنستو از همان روزهای آغازین با بیماری (آسم) دست و پنجه نرم میکرد.
شخصیت تاثیرگذار در زندگیش، مادرش بود که بهش خوندن و نوشتن را یاد داد و از همان دوران کودکی اعتقاد به برابری اجتماعی رو هم در کودک خودش نهادینه کرد. ارنستو بزرگترین برزند در بین پنج فرزند خانواده بود. در دل خانواده اونها تفکرات سیاسی و فلسفی جایگاه ویژه ای داشت. پدرش رابطه صمیمانه ای با چند تا از جنگجویان جنگ داخلی اسپانیا داشت.
علارقم رنج بردن از حملات شدید آسم، در رشته های ورزشی مثل شنا، فوتبال ، گلف و تیراندازی به موفقیت رسید حتی دوچرخه سوار خسته گی ناپذیری بود. در مسابقات مختلف تا جاییکه میتونست مبارزه میکرد. هوش سرشاری هم داشت در سن ده سالگی علاقه زیادی به خواندن کتاب داشت و در مسابقات شطرنج هم شرکت میکرد. این قضیه ریشه در خانواده شون داشت. این خانواده غرق در مطالعه کتاب بودند. و از همون دوران کودکی ارنستو رو با شخصیتهایی چون (کارل مارکس)، (زیگموند فروید) و (فِرِدریش انگلس) آشنا کردند. ارنتسو همچنین علاقه زیادی هم به شعر و ادبیات داشت.
در اوایل نوجوانی به سمت فلسفه رفت و گفته میشه همین تفکرات فلسفی در شکلگیری شخصیت (چه) نقش زیادی داشتند. (چه) در مدرسه شخصیتی قوی و با اعتماد به نفس بود. همکلاسی هاش میگفتند در بیان نظراتش بسیار محکم و قوی بود بسیار آزاد و بدون هیچ قید و شرط.
به نسبت هم سن و سالاش رفتارهای پخته تری از خودش بروز میداد. در دوران دبیرستان بیشتر با دانشجویان نشست و برخواست داشت. با دانشجویان بحثهای سیاسی میکرد و حتی گاهی اوقات سعی میکرد خودش رو با سوادتر از اونها نشون بده که خشم دانشجویان رو باعث میشد. یک بار یکی از دوستان دانشجوش اون رو به یک گروه سیاسی دعوت کرد. (چه) در پاسخ گفت:
منظورت اینه بریزیم تو خیابونا تا نیروهای پلیس راحت ما رو کتک بزنند! هیچوقت اینکار رو نمیکنم. زمانی به اعترضات خیابونی میام که یک اسلحه در دست داشته باشم
در ادامه (چه گِوارا) اظهار نظراتی میکرد که فقط برای خودش معنا داشت. در پانزده سالگی علاقه بسیار زیادی به برابری بین اقشار جامعه نشون داد و تماما مادی گرایی رو سرکوب میکرد. در این دوران به ورزش بیشتر از سیاست علاقه داشت. در تیم راگبی بازی میکرد و بزرگترین مشکلش بیماری آسم بود خودش هم این بیماری رو یک سد محکم در مقابل خواسته هاش میدونست. اما خیلی خوب میتونست خودش رو مدیریت کنه برای هیچ کاری نیاز نبود که کسی بهش دستوری بده. بعد از فارق التحصیلی از دبیرستان ، شش سال تحصیلات دانشگاهی در رشته پزشکی رو تنها در سه سال به پایان رسوند. خاله ارنستو او روزها اینطور توصیف میکنه:
«گاهی اوقات نفس کم می‌آورد روی زمین دراز میکشید و درس میخوند تا راحتتر نفس بکشه. اما شکایت نمیکرد! همه اینها واسش یک چالش بود!»
خاطرات موتور سیکلت:
(چه) تحصیلات دانشگاهی رو در دانشگاه بوینس آیرس در سال 1948 آغاز کرد زمانیکه بیست ساله بود. در این دوران تصمیم گرفت که چندان خودش رو درگیر مبارزات سیاسی نکنه و بیشتر روی تحصلاتش تمرکز کنه. در دو نوبت دانشگاه رو رها کرد تا سفرهای مهمی به نواحی مختف آمریکای جنوبی داشته باشه. سفرهایی که دیدگاه (چه گِوارا) رو نسبت به وضعیت اقتصادی و اجتماعی آمریکای لاتین تغییر داد. اولین سفر رو در سال 1950 میلادی آغاز کرد با یک دوچرخه که یک موتور کوچک روی اون نصب کرده بود و به استانهای شمالی آرژانتین رفت. در سفر دوم در سال 1951 میلادی با یک موتور 500 سی سی Norton به همراه دوستش (آلبرتو گرانادو) نه ماه در آمریکای جنوبی سفر کردند. از منطقه ای به منطقه دیگه میرفتند برای خرج سفر به عنوان کارگر دستمزد کار میکردند. در این سفر بود که ارنستو اوج تنهایی و اوج صداقت رو درک کرد. با افرادی آشنا شدند که در زندگیشون آه در بساط نداشتند. فقر شدید در منطقه اون رو تخت تاثیر قرار داد ، فقری که در جای جای آمریکای جنوبی یافت میشد. در اونجا بود که ضد سیستم سرمایه داری شد.
در طی 8000 کیلومتر سفر خستگی ناپذیر (چه گِوارا) دست به نگارش خاطراتش زد. بعد ها این خاطرات تحت عنوان کتابی شد به نام : خاطرات موتورسیکلت
منابع:
https://www.history.com/topics/south-america/che-guevara
https://www.britannica.com/biography/Che-Guevara
https://youtu.be/F6mrwD8J4vA

اپلیکیشن مویابل سایت

مطالب دیگر