مذاکرات صلح کلمبیا چه درس‌هایی برای افغانستان دارد؟

اهمیت:
بی اهمیتکم اهمیتمتوسطمهمخیلی مهم
Loading...

۱۹ دقیقه پیش

امضای توافق صلح کلمبیا و توافقنامه صلح میان آمریکا و طالبان (راست)

توافق جامع بین دولت کلمبیا و شبه‌نظامیان انقلابی کلمبیا موسوم به فارک در سال ۲۰۱۶ یکی از مشهورترین نمونه‌های مذاکرات سیاسی برای پایان دادن به منازعه درازمدت است که چگونه یک روند جامع صلح می‌تواند به ریشه‌های خشونت توجه کند و منجر به یک توافق سیاسی شود.

انستیتوی صلح آمریکا اخیرا با همکاری سفارت افغانستان در واشنگتن یک برنامه آن لاین راه اندازی کردند که در آن شماری از کارشناسان آمریکایی و کلمبیایی که تجربه شرکت در روند صلح کلمبیا را نیز داشته‌اند، صحبت کردند.

به گفته برگزارکننده‌های این برنامه، در این مرحله حیاتی روند مذاکرات صلح افغانستان، مهم است که از نمونه‌های مذاکرات صلح در دنیا درس بگیریم. اگرچه منازعه داخلی در کلمبیا و افغانستان از بسیاری جهات متفاوت است، با آنهم کلمبیا یک نقطه مرجع مهم است که می‌تواند برخی از بینش‌های ارزشمند و یک نقشه راه را برای مذاکرات صلح افغانستان فراهم کند.

اگرچه یک مدل استاندارد واحد برای مذاکرات صلح وجود ندارد، اما تجزیه و تحلیل روندهای تاریخی، درک کاربرد آنها و شناسایی فرصت‌های سازگاری با زمینه‌های خاص می‌تواند در روندهای مشابه مفید واقع شود.

تجربه مذاکرات صلح کلمبیا چه درس‌هایی برای افغانستان دارد؟

در منازعه افغانستان و کلمبیا شباهت‌هایی وجود دارد؛ از نظر شورش‌ درازمدت، مواد مخدر و دخالت کشورهای منطقه در بحران و سپس مشارکت در رسیدن توافق صلح مشابهت‌هایی وجود دارد.

رویا رحمانی، سفیر افغانستان در واشنگتن در آغاز این برنامه گفت که برای صلح واقعی باید اعتماد ایجاد شود و کل جامعه دخیل شوند. او افزود که اکنون سطح خشونت‌ها بالاست. در حملات اخیر در هلمند، هزاران زن و مرد و کودک آواره شده‌اند. او گفت وقتی از وزنه خشونت در مذاکرات صلح استفاده شود، اعتماد بوجود نمی‌آید و روندها پیچیده‌تر می‌شود.

.

توضیح تصویر،

انستیوی صلح آمریکا، دفترهای محلی در کابل و کشورهای آمریکای لاتین دارد

سرجیو جورمیلو، مشاور در انستیتوی صلح اروپایی و کمیشنر پیشین کلمبیا در صلح در این برنامه گفت که مانند افغانستان که چهار دهه درگیر جنگ و منازعه است، کلمبیا پنج دهه با شورش و منازعه درگیر بوده، پیام اصلی از کلمبیا این است که دستیابی به صلح عملی و شدنی است.

او گفت: “هر دو جامعه کلمبیا و افغانستان پیچیده هستند و قربانی‌های زیادی داده‌اند، در کلمبیا میلیون‌ها نفر قربانی شدند و جامعه دچار ترومای پس از بحران است. به گفته او باید به اقتصاد جنگ فکر شود. رابطه صلح و سیاست مهم است، صلح همیشه قسمتی از بازی قدرت بوده است.”

ساندرا رامیرز، سناتور و عضو پیشن فارک نیز گفت که وجود جنگ‌سالاران یک مشکل مشابه در کلمبیا و افغانستان است.

او گفت در توافقنامه هاوانا برای ختم منازعه در کلمبیا، قربانیان در مرکز توافق‌ها مورد توجه قرار گرفتند. اراده سیاسی نیاز است که به تعهدات عمل شود. سطح اعتمادی باید ایجاد شود که بالاتر از جریان‌های سیاسی باشد.

ساندرا رامیرز، سناتور و عضو پیشن فارک

توضیح تصویر،

ساندرا رامیرز، سناتور و عضو پیشن فارک

به گفته او، تجربه کلمبیا نشان می‌دهد که توافقنامه صلح پایان کار نیست، بل‌که یک روند طولانی در جریان است. اراده سیاسی از هر دو جانب نیاز است. اپوزیسیون باید دیگر به عنوان دشمنی که از بین برد، دیده نشوند.

او گفت که توافقنامه صلح در کلمبیا شش نکته اساسی را مدنظر قرار داد: “بازگرداندن زمین‌ها به افراد روستایی، اعتماد‌سازی، مشارکت سیاسی برای ساختن دموکراسی، پایین آوردن سطح خشونت زبانی علیه همدیگر، آتش‌بس و این‌که در نهایت شورشیان تبدیل به حزب سیاسی شوند.”

مالکیت روند صلح و بحث حضور یا عدم حضور میانجی

در مذاکرات کلمبیا، میانجی حضور نداشت، در مذاکرات جاری صلح افغانستان در دوحه نیز دو طرف با دخالت میانجی‌گران مخالفت کرده‌اند.

دگ نایلندر، مدیر بخش صلح و مصالحه در وزارت خارجه نروژ و نماینده پیشین نروژ در کلمبیا درباره حضور میانجی در مذاکرات صلح کلمبیا گفت از آنجایی که مالکیت نتیجه گفتگوهای صلح برای هر دو طرف مهم بود، هم دولت کلمبیا و هم فارک حضور میانجی در مذاکرات را رد کردند تا مالکیت روند صلح را برای خودشان حفظ کنند.

هر دو جانب طرف‌های مستقیم برای تنظیم اجندا و پیشبرد بحث‌ها بودند. به گفته او نبود میانجی در آن گفتگوها سبب شد که هر دو جانب احساس کنند که بر روند گفتگوهای صلح کنترل دارند و نسبت به نتایج گفتگوها نیز احساس مسئولیت کنند.

به عقیده او معنای حضور نداشتن میانجی در گفتگوهای دولت و فارک به این معنا نیست که تسهیل‌کننده و میانجی در مذاکرات خوب نیست. در مذاکرات کلمبیا میانجی رسمی نداشتیم، اما کوبا و نروژ به عنوان تسهیل کننده‌ها فعال بودند.

این دو کشور تسهیل‌کننده دو طرف را راهنمایی می‌کردند. این دو کشور البته بی‌طرف بودند و تنها کمک کردند که روندهای مذاکرات به نتیجه برسد. نروژ مثلا کارشناسان کشورهای مختلف را که تجربه منازعه و مذاکرات صلح را داشتند، برای مشورت‌دهی گردهم آورد.

از طرف دیگر، برای اعتبار و مشروعیت‌بخشی به روند مذاکرات، جامعه مدنی کلمبیا و سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی گردهم آمدند تا کمک کنند که هم صدایشان شنیده شود و هم به روند مذاکرات اعتبار داده شود. چرا که در این نوع مذاکرات در یک جانب یک دولت کاملا آشنا به روندهای مذاکرات است و در طرف دیگر، یک گروه شورشی ناآشنا است. تسهیل کننده‌ها برای تهیه سند توافقنامه صلح کلمبیا نیز که مدت زمان زیادی را در بر گرفت، کمک کردند.

نقش کشورهای همسایه

نقش کشورهای همسایه در به ثمر رسیدن گفتگوها در کلمبیا مهم ارزیابی شده است. آقای جورمیلو گفت که با توجه به تجربه کلمبیا بازتعریف روابط با همسایگان و بسیج کشورهای همسایه در روند صلح مهم و اساسی است. در مورد افغانستان فکر می‌کنم حمایت کشورهای همسایه از صلح خیلی مهم است.

به گفته این کارشناس نروژی صلح، پیام گفتگوها این بود که صلح کلمبیا صلح در منطقه است، به گفته او همین پیام نیز از مذاکرات صلح افغانستان شنیده می‌شود. نروژ و کوبا نقش طرف سوم را بازی کردند که مورد اعتماد هر دو جانب قرار گرفتند.

حقوق اقلیت‌ها

هومبرتو دلا کال، مذاکره کننده ارشد دولت کلمبیا و معاون پیشین رئیس جمهور این کشور نیز در این برنامه گفت که کلمبیا هم ترکیبی از مردم مختلف است، در توافقنامه صلح مکانیسم‌های مشخصی برای حقوق اقلیت‌های خاص سنجیده شد. تمرکز اصلی بر قربانیان و در مرحله بعد تمرکز بر عدالت اجتماعی مثل برگرداندن زمین‌ها به مردم و خانواده‌ها مورد توجه قرار گرفت.

به گفته او در گفتگوهای صلح، توجه ویژه به مناطق آسیب دیده شد، زنان، که قربانی خشونت و منازعه بودند، نیز مورد توجه قرار گرفتند.

توافق مذاکرات کلمبیا

توضیح تصویر،

هومبرتو دلا کال (سمت چپ)، مسئول هیات دولت کلمبیا و ایوان مارکز، نماینده فارک پس از امضای توافقنامه تاریخی صلح

کاهش سطح خشونت‌ها

کارشناسان این برنامه تاکید کردند که در مورد کلمبیا هرچه روند صلح بیشتر پیشرفت می‌کرد، خشونت‌ها نیز کاهش می‌یافت.

در افغانستان نیز در حالی که در دوحه مذاکرات صلح جریان دارد، باید متوجه وضعیت جنگ هم باشیم.

برخی از کارشناسان گفتند در حالی که طالبان تا هنوز فکر می‌کنند که در میدان جنگ پیروز خواهند شد، رسیدن به صلح خیلی دشوار خواهد بود.

سناتور رامیرز تاکید کرد که آتش بس دایمی وقتی عملی است که اعتماد به صلح و اراده سیاسی بوجود بیاید.

منازعه داخلی کلمبیا چگونه آغاز و ختم شد؟

در واکنش به حملات گسترده ارتش در ماه مه/می سال ۱۹۶۴ به جوامع خودمختار کوچک محلی در جنوب کلمبیا یک جنبش کمونیستی به نام نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا، فارک (FARC) تاسیس شد که حدود نیم قرن با دولت مرکزی این کشور جنگید.

دولت کلمبیا کمک‌های زیادی از آمریکا برای سرکوب شورشیان و مبارزه با مواد مخدر دریافت می‌کرد. شورشیان فارک در دو کشور همسایه کلمبیا، اکوادور و ونزوئلا پناه‌گاه‌ در اختیار داشتند. کلمبیا همواره ونزوئلا را متهم به کمک به شورشیان فارک می‌کرد.

به عقیده ناظران، درآمد مواد مخدر و حمایت ونزوئلا سبب دوام شورش فارک شده بود. پنج دهه منازعه در کلمبیا به رشد جنگسالاران، گروه‌های شبه نظامی، مافیای موادمخدر و شبکه‌های جرم و جنایت انجامید. فارک یک جنبش روستایی بود اگرچه به سوی شهرها نیز نفوذش را گسترش داد. منازعه کلمبیا ۲۶۰ هزار کشته و به آوارگی حدود هفت میلیون نفر از جمعیت ۴۹ میلیونی کلمبیا انجامید.

در سپتامبر ۲۰۱۶ پس از چهار سال مذاکره، خوان مانوئل سانتوس٬ رییس‌جمهور کلمبیا و تیمولیون خیمه‌نز معروف به تیموچنکو رهبر فارک توافق تاریخی صلح را امضا کردند و هفته بعد طرح صلح به همه‌پرسی گذاشته شد.

بیش از ۵۰ درصد مردم کلمبیا در یک همه‌پرسی با طرح اولیه صلح به خاطر امتیازات زیادی که به فارک داده شده بود، مخالفت کردند. طرح تعدیل شده صلح در کنگره کلمبیا به اتفاق آرا تصویب شد. در توافقنامه جدید گروه فارک تعهدات بیشتری داد، از جمله پرداخت غرامت به قربانیان و فاصله گرفتن از قاچاق کوکائین و مواد مخدر.

محمداشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان نیز گفته که باید پارلمان و مردم افغانستان در نهایت توافق صلح افغانستان را تایید کنند.

تجمع موافقان و مخالفان در برابر پارلمان در بوگوتا

توضیح تصویر،

تجمع موافقان و مخالفان در برابر پارلمان در بوگوتا

Subscribe
Notify of
0 نظر
Inline Feedbacks
View all comments