نشریه آلمانی : با این تورم و گرانی در ایران، سقوط خامنه ای حتمی است

نشریه آلمانی : با این تورم و گرانی در ایران، سقوط خامنه ای حتمی است به همراه اخبار ایران و جهان، فیلم، ویدیویهای سکس اسلامی و دوربین مخفی و دیگر مطالب سرگرم کننده در مجله ویدیویی توفیدز.

جستجوی سایت

نشریه آلمانی : با این تورم و گرانی در ایران، سقوط خامنه ای حتمی است

#تورم #گرانی #فروپاشی #اعتراضات_سراسری

منبع: میهن

بحران اقتصادی و کنش جمعی
اکنون که ایران در دومینویی از ابرچالش های فزاینده درگیر است، واکنش مردم به سیاست های حاکمیت چه خواهد بود؟ آیا رشد منفی هشت درصد اقتصاد، تورم ۵۰ درصدی و خطر حمله ی خارجی؛ آستانه ی تحمل مردم ایران را خواهد شکست؟ برای پاسخ مفروضاتی درباره رفتار مردم ایران وجود دارد که مبنای این تحلیل است: ابتدا باید «مردم» را تعریف کرد. مردم یک مجموعه همگن نیستند. رفتار مردم ایران کاملا متفاوت است، از آنچه ما می پنداریم. نرم معینی ندارد.زمان زده و جوزده است.از هدایت مستقیم و مستمر محروم است.در قالب تئوری های موجود نمی گنجد. متاثر از رفتار تحمیل شده بر آنان و تربیت غلط نظام است.
بحران اقتصادی ایران این روزها با شاخص های چون تورم ۵۰ درصدی، رشد منفی هشت درصد و تحریم های نفتی، سال ۹۸ را به سالی پردغدغه برای ایرانی ها تبدیل کرده است. اگر قرار باشد به ابعاد شش گانه جدول بالا طیفی تاثیرگذاری خیلی زیاد ؛ بحران اقتصادی پیش رو (با ده امتیاز) بیشترین تاثیر را بر معیشت مردم و سفره خانوار ایرانی خواهد داشت. ترس و نگرانی ناشی از بیکاری، عدم تناسب درآمد با هزینه های خانوار و دشواری اجاره مسکن ار یکسو و نگرانی ها از کمبود اقلام غذایی، دارویی و بهداشتی در نتیجه تحریم ها، مولفه ی ترس را در امتداد بحران اقتصادی قرار میدهد. اما آیا بحران اقتصادی، ترس مردم از حکومت را کاهش میدهد؟ آیا ناکارآمدی دولت برای بهبود معیشت، مردم را نسبت به حاکمیت خشمگین می سازد؟ آیا عصبانیت مردم به کنش جمعی علیه حکومت تبدیل خواهد شد؟

۱ – بحران اقتصادی اگرچه مردم را عصبانی کرده ولی این خشم به کنش جمعی علیه حکومت بدل نشده و احتمالا نمی شود. مهمترین دلیل آن، انحصار کنترل منابع و ابزارهای اعمال خشونت و زور همچنان در دست حکومت است. نیروهای مسلح اعم ازارتش، شبه نظامیان، پلیس و حتی باندهای مافیایی همگی در اختیار حکومت است. گروههای مسلح تروریستی نیز در جنوب و غرب کشور ضعیف و کوچک هستند. رژیمی که ظرفیت بسیار بالایی در کنترل ابزار خشونت دارد می تواند هر نوع کنش اعتراضی را در نطفه خفه کند.

۲ – فشار اقتصادی، آستانه تحمل حکومت را نیز پایین تر آورده است. به دنبال شرایط سخت اقتصادی، تحمل و مدارای دولت نیزنسبت به اعتراضات خیابانی کمتر از گذشته است و هر اعتراض صنفی، کارگری یا محیط زیستی حتی در شهرها و استانهای دور از مرکز به سرعت سرکوب می شوند. بازداشت و هزینه های قضایی، رغبت و انگیزه افراد را برای مشارکت در اعتراضات و اعتصابات کاهش میدهد.

۳ – مردم وقتی نتوانند عصبانیت و خشم شان را نسبت به حاکمان ابراز کنند، به تدریج مایوس، افسرده و نالان از سرنوشت شان می شوند . آنها که می توانند توشه ی علمی و مالی شان را چمدان می کنند به قصد مهارجرت و فرار . دیگران هم در چرخه ی فساد و رانت برای معیشت شان می دوند.

مدیریت و اقتصاد متمرکز، سیاست های بالادستی و کنترلی دولت و برخوردهای قضایی با مفاسد اقتصادی که از تبعات بحران اقتصادی ست. ریسک سرمایه گذاری، تولید و حتی سپرده گذاری بانکی در کشور را بالا برده است. فعالان اقتصادی به دلالان اقتصاد رانتی شبیه تر هستند.

۴- فساد اقتصادی به درجات مختلف مردم را آلوده کرده است. پرداخت رشوه به عنوان بخشی از مراحل کار اداری در بین مردم پذیرفته شده است. سفره مردم کوچکتر شده ولی دزدی، دروغ و رابطه اساس هرگونه فعالیت اقتصادی ست. اعتماد بین مردم تنها با قراردادهای چندصفحه ای، سفته های چند برگی و ضامن های بانکی، دوام و قرار می یابد. فشار اقتصادی، تفرق را افزایش داده است. نسبت های فامیلی و خویشاوندی در معاملات اقتصادی دیگر کمتر محلی از اعراب دارد

© Copyright Notification: This video is originally produced by IranTV on youtube (youtube.com/IranTV) and all rights are preserved for us. using our contents without permission results in our legal claim.

مطالب مرتبط