هفته هنر و فرهنگ؛ عزای کتاب، سفر پروانه و توران، تجدد بزک شده

اهمیت:
بی اهمیتکم اهمیتمتوسطمهمخیلی مهم
Loading...
  • مسعود بهنود
  • روزنامه نگار

۲ ساعت پیش

ایران

توضیح تصویر،

جانفشانی

هفته کتابگردی همراه با سوگنامه کتاب گذشت. روز مردان و روزجهانی کودک هم بود، گرچه روز مردان نه متولی دارد نه جدی گرفته می‌شود. در همین هفته پاییزی آتش کشیده به جان دشت و درخت، ویروسی هم که دنیا را با همه افاده‌هایش به بند کشیده، دارد یک ساله می‌‌شود و قاتل نیم میلیون انسان.

آخر هفته شد با نمایش فیلم قتل در تهران، از فاجعه قتل پروانه و داریوش فروهر، و فیلم توران خانم در شبکه جهانی، انگار اینترنت در اختیار آن دو قرار گرفت. اما چه باید گفت با دومین همایش ملی که موضوعش “ادبیات انسان شهر” است و امسال آنلاین برگزار شده و جهانیان می‌نگرند. که در جمع ۲۴ سخنران، یکی از زنان استاد و سخندان در فهرست سخنرانان نیست. در همین زمان، در شبکه مجازی سخنرانی خانم ژاله آموزگار استاد برجسته دانشگاه تهران که در سال ۲۰۱۰ در انجمن ایران شناسی در آمریکا ایراد شده، دست به دست می‌گردد. موضوع آن “چرا زبان فارسی ماندگار شد.”

و چنین است هفته‌ای که پاریس، لندن، تهران، نیویورک و لس آنجلس همه در وضعیت قرمزند و از خانه برون نتوانند رفت، و در میان هزاران که هر روز در ایران بستری می‌شوند دو تن نام آشنای از میان هنرمندان حضور دارند که در بیمارستان‌اند. جلال معیریان قدیمی‌ترین چهره پرداز فیلم‌ها و نمایش‌های بسیار، پرویز پورحسینی که بازیگر سرشناس که نزدیک ۶۰ سال است در عالم نمایش و فیلم حضور جدی داشته و اما چنگیزجلیلوند صداساز برجسته که در فیلم‌های بزرگ به جای فردین، مارلون براندو، شون کانری و بهروز وثوقی حرف زده بود، دوم آذر در اثر کرونا درگذشت.

ایران

توضیح تصویر،

کتابفروش و کتاب‌هایش

کتاب قانقاریا گرفته

در میان هیاهوی کشتار کرونا و پخش اخبار امیدبخش کشف واکسن آن، که دولت‌های همه جهان را میلیون و میلیارد دلار در دست درصف کمپانی‌های داروسازی قرارداده است، و در میانه اخبار سرگرم کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ناگهان بانکی برآمد که در ایران هفته کتابگردی است. می‌گویند در یک دو شهر، ملت با ماسک و رعایت فاصله اجتماعی به سراغ یکی دو کتابخانه قدیمی شهرشان رفتند و با آخرین نسل کتابفروشان وفادار دیدار کردند.

اما در تهران حکایت جدا بود. اول این که پایتخت حدود ۶۰۰ کتابفروشی دارد، و خریدگردهای بسیار پشت شیشه‌ها نگاه می‌کنند که ظاهر را پررونق نشان می‌دهند، مهم‌تر احمد مسجدجامعی وزیر ارشاد در دولت اصلاحات و عضو شورای شهر تهران که هفت سال پیش پیشنهاد این کتابگردی را داد و خود مدام دنبالش کرد، همچنان که یک مدیر روزنامه توقیف شده یعنی محمدجواد حق شناس و اینک عضو شورای شهرتهران که وی نیز مدافع فرهنگ و کتاب و هنر در خیابان بهشت است.

در آخرین روزهای قبل از هفته کتابگردی که کرونا آن را از نوروز به پاییز رساند، ناگهان سازمان فرهنگی شهرداری تهران اعلام کرد: هرساله کتابگردی از مردم دعوت می‌شد که در کتاب‌فروشی‌های محلات خود حضور پیدا کنند، اما امسال به‌واسطه شیوع کرونا تصمیم بر آن شد که کتاب را به منازل مردم ببریم و بر این اساس نیز گفت‌وگوهایی برای همکاری میان شرکت پست و بخش حمل‌و نقلی کمک‌کننده در این زمینه درحال انجام است تا مردم بتوانند کتاب‌های خود را با تخفیف‌های درنظر گرفته‌شده در روز کتابگردی سفارش داده و به‌صورت رایگان دریافت کنند.

دو روز بعد برنامه تقلیل یافت به اعلام به روزرسانی منابع ۱۱۰ کتابخانه تهران و ۴ اتوبوس کتابگرد برای استقرار در چهارگوشه غولشهر.

در این میان احمد مسجدجامعی و حق شناس اعضای شورای شهرتهران به وعده وفا کردند و به کتابگردی رسیدند و همین روزنامه ایران را هم واداشت تا ایران جمعه و گزارش اصلی خود را به “کتاب” اختصاص دهد. نگارش سوگنامه کتاب به عهده ابراهیم افشار روزنامه نگار قدیمی افتاد که در صفحه هفتگی خود در ایران جمعه نوشت: کتاب‌ها رسماً مرده‌اند. کتاب‌ها رسماً قانقاریا گرفته‌اند. کتاب‌ها روی رف‌ها و قفسه‌ها، چروک ‌خورده و یتیم مانده و از خجالت لبو شده‌اند. سرانه مطالعه آمپر چسبانده به کف. نه تنها کتاب که مجله نیز. نه تنها مجله که هر چیز خواندنی.

نویسنده با افسوس به یاد آورد: روزگاری که احمد شاملو کتاب جمعه را درمی‌آورد و خوانندگانش حتی صندوق نامه‌های وارده‌اش را می‌بلعیدند. نه تنها جمعه و کتاب هفته که حتی در لول [رده] پایین‌ترش مجله جوانان آقای ر- اعتمادی با پونصد هزار تیراژ. یا نشریاتی مثل زن‌روز و کیهان‌ورزشی و سپیدسیاه و دانستنی‌ها. بگذارید دیگر از آدینه، دنیای سخن، تکاپو و گردون چیزی نگویم.

در ادامه سوگنامه ایران جمعه آمده: همه چیز رسماً ملال‌آور و شرمگینانه شده است. همه چیز رسماً در این ماسماسک‌های اندروید و اپل خلاصه شده در واژگان نارنجی. با آن ایموجی‌ها و دابسمش‌ها و کوفت‌ها. چنین است که مردمان گرفتار و خسته به میلیشیای مینی‌مال‌های تصویری تبدیل شده‌اند. الان اگر به یکی بگویی کلیدر یا جنایات و مکافات بخواند فکر کنم پوست کله آدم را قلفتی بکند. اگر هم بگویی که مادران و دختران یا کلنل بخوانند. یا ۱۶ جلد تاریخ شفاهی آکسفورد، تبریز مه‌آلود، سوگ سیاوش مسکوب، سیاحتنامه ابراهیم‌بیک و فریدون سه پسر داشت، باز همین است.

ایران

توضیح تصویر،

پروانه و داریوش و توران خانم

سفر پروانه و توران

آخرین روز هفته مصادف بود با بیست و دومین سالگرد آغاز قتل‌های زنجیره‌ای با کشتن فجیع داریوش و پروانه فروهر، فیلم توماس گیفر با عنوان “مرگ درتهران، قتل به نام خدا” غروب همان روز از برنامه آپارات بخش فارسی بی‌بی‌سی جهانی پخش و تا آخر این هفته بازپخش می‌شود. همزمان فیلم توران خانم هم از سری مستندهای کارستان به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد و مجتبا میرطهماسب برای شش هفته روی شبکه آنلاین ونرا فیلم ( جز برای ایران) قرار گرفت.

ونرا فیلم یک کمپانی غیرانتفاعی است که به فیلم‌های مستقل خاورمیانه با تمرکز بر مسایل زنان و فیلم های ساخته زنان اختصاص دارد.

چنین بود که نام و آوازه آن دو آشنا (پروانه فروهر و توران میرهادی) در این هفته، در جهان می‌گردد، هر یک به اعتبار پشتکار و ایمانی که به راه خود داشتند.

ایران

توضیح تصویر،

با کودکان مبتلا به سرطان

نمایشگاه مجازی کودکان سرطانی

روز کودکان جهان بود، کرونا نگذاشت که مانند همیشه در این روز برنامه‌های خاص برای کودکان برپا شود، صدا و سیما هم نیمه خواب بود و در این فاصله فقط نمایشگاه نقاشی‌های کودکان مبتلا به سرطان، به صورت مجازی برگزار شد. آن هم به همت موسسه خیریه محک که نه فقط کودکان بیمار در بیمارستان خود، بلکه کودکانی را که در بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی سراسر کشور بستری بودند هم به نمایشگاه فراخواندند.

بهناز آسنگری به نوشته اعتماد خبر داده بود که: نزدیک سی سال برای بالابردن کیفیت زندگی کودکان و خانواده‌هایی که در مراحل درمان و حتی پس از قطع آن هستند برنامه‌هایی به اجرا رسید تا خانواده‌های در مسیر مبارزه با سرطان چالش‌های کمتری داشته باشند

آسنگري در خصوص نحوه برگزاري اولين نمايشگاه نقاشي مجازي كودكان افزود: گزيده‌اي از آثار اين نمايشگاه مجازي در قالب يك كليپ در سلسله‌هاي برنامه‌هايي كه بدون نياز به حضور افراد به مناسبت روز جهاني كودك در بيمارستان انجام مي‌شود، براي كودكان‌مان نمايش داده خواهد شد و همچنين اين فيلم توسط روانشناسان از طريق فضاي مجازي در اختيار ساير كودكان از شهرهاي مختلف كشور قرار خواهد گرفت.

تجدد ایرانی و نگاتیف‌ها

فیلمی که ۴۳ سال بایگانی شد، اینک در بولونیای ایتالیا، بهسازی شده، رنگ زمان از چهره‌ای زدوده، راهی جشنواره کن می‌شود تا در بخش کلاسیک‌های سینمای جهان قرار گیرد. فیلم شطرنج باد ساخته محمدرضا اصلانی فیلمساز صاحب سبک، در زمانی کنار فیلم‌های ژاک لوک گودار و آنتونیونی و بسیاری از شاهکارهای دیگر جهان می‌نشیند که در دوران خود، به سرنوشتی مشابه به خشت و آینه ساخته ابراهیم گلستان دچار شد، مخالفت تند و تیز جمعی منقدان سینمایی زمان. فیلم مطابق سلیقه دستگاه سانسور هم نبود، پس نگاتیف‌های آن هم دفن شد.

از میان واکنش‌های متعدد به بازشناسی اثر دیدنی شطرنج باد نوشته‌ای از ناصر فکوهی انسان‌شناس و استاد دانشگاه تهران به چشم‌ها نشست که: وقتي فيلم، به ويژه پس از نوسازي و ارايه جديدش با زيباترين نورپردازي‌ها و به ويژه نقاشي كلاسيك فلاماند مقايسه مي‌شود، اين يك تعارف نيست، اين به معناي آن است كه پتانسيل عظيمي ۵۰ سال پيش وجود داشت كه مي‌توانست به يك سينماي ملي ِ قدرتمند هنري‌-‌اجتماعي تبديل شود و نه به آنچه امروز داريم كه در يك سويش “گداگرافي”هايي قرار دارد كه جوايز را در جشنواره‌ها با رويكردهاي سياسي درو مي‌كنند و تصويري دروغين -‌و بر‌خلاف تصور نه چندان سياه‌- از جامعه ايران ارايه مي‌دهند و در سوي ديگرش يك سينماي تجاري به مراتب فاسد‌تر و زشت‌تر از هر آن‌چيزي كه مي‌توان با بار منفي “فيلمفارسي” ناميد.

این نویسنده و مترجم افزوده: سينماي ايران در طول اين مدت از يك‌سو بدل به ابزاري شد براي يارگيري (گاه حتي تله‌گذاري شده) سياسي و از سوي ديگر جايي براي شست‌و‌شوي هر ‌چه روشن‌تر پول‌هاي كثيف و پناهگاهي مطمئن (همچون هنر‌هاي تجسمي) براي تازه به دوران رسيده‌ها و كساني كه آخرين مساله‌شان در زندگي نيز تمايلي به افزودن بر زيبايي در انديشه و خلاقيت و زيبايي نيست.

در پایان مقاله اعتماد آمده: نبايد كسي را گول زد، تجدد ايراني از ابتدا زني زيبا اما فلج بود كه بر يك صندلي چرخ‌دار شكوهمند مي‌نشست، گربه‌اي را به بغل مي‌گرفت و اداي روزنامه و كتاب خواندن مي‌آورد.

ایران

توضیح تصویر،

یکی از ۱۰۰ اثر

پایان ۱۰۰ اثر ۱۰۰هنرمند

بیست و هشتمین برنامه “صد اثر صد هنرمند” گالری گلستان، در حالی که بازار خرید و فروش تابلوهای نقاشی به رونق پیشین نیست، به رکورد جدیدی در کار خود دست یافت. این اتفاق از چند حهت اهمیت داشت. در روزگار شیوع ویروس کرونا رخ داد که امکان بازدید از گالری و تابلوهای آویخته به دیوارها وجود نداشت و علاقه‌مندان تنها از طریق سایت گالری گلستان با کارها آشنا و از همان طریق هم خریداری می‌کردند. دیگر این که اصولا شرایط اقتصادی حکم می‌کرد که نسبت به سال‌های قبل رکودی داشته باشد اما در پایان دومین هفته از این برنامه لیلی گلستان مدیر گالری اعلام داشت که در دو هفته اول ۹۲ اثر به فروش رفته است.

به این ترتیب برنامه تابستانی صد اثر صد هنرمند به عنوان اتفاقی تازه در ارتباط نقاشان و خریداران ثبت شد و پایان کارش ادامه یافت تا آخرین روز آبان که آن را تمام شده اعلام داشت.

در طول مدتی که برنامه ۲۸ ام ادامه داشت مطابق معمول سالیان گذشته هر اثری که به فروش می‌رفت تابلوی دیگری از همان هنرمند جایگزین می‌شد. به این ترتیب امسال با ۳۰۶ نقاشی، خط و مجسمه کار خود را آغاز کرد و در عمل گسترش یافت و چنان که پیداست اقبال بیشتر متوجه هنرمندان جوانی شد که به توصیه مدیر گالری با پرهیز از بالابردن قیمت‌ها، عملا تابلوهای خود را به ترتیبی قیمت گذاشتند که متناسب با شرایط کنونی اقتصادی باشد.

حسن دیگر این نحوه فروش در این بود که در جایگزینی تابلوهای جدید، عملا کارهای متاثر از فضای قرنطینه هم به مجموعه کارها افزوده شد. ابتکار دیگر گالری گلستان فروش تابلوها به طور قسطی بوده است و چنان که خانم گلستان می‌گوید سال‎هاست قسطی اثر هنری می‌فروشد و هیچ وقت پیش نیامده کسی پولش را ندهد. اتفاقا برخی از بهترین خریداران گالری‌اش با چنین رفتاری جذب بازار هنر شده‌اند.

عکس هفته: داستان آن دو

ایران

توضیح تصویر،

کولاژ از بهمن وخشور

تهران تایمز روزنامه انگلیسی زبان، در گزارش انتخابات آمریکا و خودداری ترامپ از پذیرش شکست و واگذاری کاخ سفید به بایدن، این ماجرا را با خرداد ۸۸ و انتخابات ریاست جمهوری ایران مقایسه کرده با کولاژی از میرحسین موسوی و دونالد ترامپ.

روزنامه متعلق به سازمان تبلیغات اسلامی و وابسته به جناح اصولگرا است.

Subscribe
Notify of
0 نظر
Inline Feedbacks
View all comments