چرا برخی در خوزستان به دنبال ‘استقلال’ هستند؟

اهمیت:
بی اهمیتکم اهمیتمتوسطمهمخیلی مهم
Loading...
  • مسعود آذر
  • بی‌بی‌سی

۲ ساعت پیش

IRAN

توضیح تصویر،

تصویر حبیب فرج‌الله کعب معروف به حبیب اسیود که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد

رسانه‌های ایران نهم آبان‌ماه خبر دادند رهبر سابق “جنبش آزادی‌بخش الاحواز” در ترکیه دستگیر و به ایران برده شده است. ده روز بعد حبیب فرج‌الله کعب معروف به حبیب اسیود در تلویزیون دولتی ایران ظاهر شد و در دو دقیقه‌ و ۳۹ ثانیه‌ و گفت که “حرکه‌النضال” در حمله مرگبار دو سال پیش به رژه نظامی در اهواز و چند حمله دیگر مسلحانه دست داشته است. درباره صحت یا سقم‌ این اظهارات فعلا نمی‌توان اظهار نظر کرد.

کادر رهبری جنبش آزادی بخش الاحواز یا “حرکه‌النضال” می‌گوید با هدف “استقلال” با حکومت مرکزی ایران مبارزه می‌کند. حکومت هم با آنچه “تجزیه‌طلبی” در خوزستان می‌داند مقابله می‌کند و این درگیری ادامه دارد.

دو ماه پیش فرمانده سابق نیروی انتظامی خوزستان در مراسم تودیعش گفته بود: “در سه سال گذشته ۱۲۵۰ نفر از اعضای گروه‌ها و افراد تجزیه طلب در خوزستان دستگیر شده‌اند. از این تعداد ۳۶ نفر به صورت باند و بقیه به صورت انفرادی فعال بودند و ۱۵ هزار قبضه اسلحه هم جمع آوری شده‌است.”

به گفته فعالان حقوق بشر این قبیل بازداشت‌ها در خوزستان تازگی ندارند و سال‌هاست که فعالان سیاسی و فرهنگی استان به بهانه تجزیه‌طلبی بازداشت می‌شوند. معمولا این دستگیری‌ها پس از رویدادهایی مثل رژه اهواز که منجر به کشته شدن ۲۴ نفر شد، شدت می‌گیرند و برخوردهای امنیتی بخصوص با فعالان سیاسی و مدنی عرب‌ و حتی خانواده‌هایشان بیشتر می‌شوند.

نقشه

رفیش، از فوتبال تا شعار ‘جدایی’

لشکرآباد یکی از محله‌های معروف اهواز است، کسی که گذرش به آن بیفتد، دو چیز به چشمش می‌آید، یکی ردیف فلافل‌فروشی‌هایی که هر رهگذری را وسوسه می‌کنند و دیگری فروشنده‌ها و مردمی که عربی حرف می‌زنند و پوشش عربی دارند.

حوالی سال‌های ۱۳۱۵ شمسی، سیاست هم‌سان‌سازی فرهنگی رضا شاه پهلوی سبب شد عده‌ای از عرب‌های خوزستان، به اجبار به محله‌ای به نام “رفیش” در لشکرآباد نقل مکان کنند؛ جایی که اغلب ساکنانش از قشر محروم بودند اما با فوتبال بر سر زبان‌ها افتاد و بعدها تبدیل به یکی از کانون‌های مهم سیاسی استان خوزستان شد.

پس ازانقلاب، در سال ۱۳۵۸در دل این محله فقیرنشین تیم فوتبال “رفیش” شکل گرفت، تیمی که بازیکنانش همه عرب و هم‌محله‌ای بودند و یک سال بعد قهرمان باشگاه‌های اهواز شدند.

رخدادهای اوایل انقلاب در خوزستان از جمله درگیری‌های مسلحانه بین حکومت و گروه‌های “جدایی‌طلب” و دستگیری‌های گسترده در شهرهایی مثل اهواز و خرمشهر، مردم منطقه را به هویتشان حساس‌تر کرد. فوتبال نماد خواسته‌هایشان شد و ورزشگاه مکان اعتراض‌‌هایشان. تماشاچیان با لباس‌های محلی به ورزشگاه می‌رفتند و علیه حکومت شعار می‌دادند.

تیم فوتبال رفیش با فشار مسئولان استان در سال ۱۳۶۱ به تیم فوتبال “تقوی”-اسم یکی از خیابان‌های رفیش- تغییر نام داد اما سه سال بعد مقام‌های امنیتی استان تصمیم به انحلال آن گرفتند و از بازیکنانش خواستند به تیم‌های دیگر اهواز بروند.

به این ترتیب اعتراض‌های یکپارچه‌ در ورزشگاه تاحدی جمع شدند اما محله یکی از کانون‌های اصلی “استقلال‌طلبی” یا به زعم حاکمیت “تجزیه طلبی” در استان باقی ماند. وقتی در سال ۱۳۶۴ روزنامه اطلاعات در مطلبی شهروندان عرب را “کولی” خواند، صدای اعتراض ابتدا در رفیش بلند شد و بعد در دیگر شهرهای استان.

IRAN

توضیح تصویر،

در حمله مرگبار دو سال پیش به رژه نظامی در اهواز شماری کشته و زخمی شدند

سازمان‌ها و احزاب سیاسی خوزستان

گروه‌ها و احزاب سیاسی محلی همواره در خوزستان فعال بوده‌اند و سابقه فعالیت‌ “حزب سعادت”، “اتحادیه عشایر” و “جبهه آزادیبخش (تحریر) عربستان” به سال‌های دور برمی‌گردد. در بین اقوام مختلف خوزستان، فعالیت عرب‌ها بیشتر به چشم حاکمیت می‌آید و حساسیت حکومت چه قبل چه بعد از انقلاب بیشتر متوجه آنها بوده است.

بعد از انقلاب جز “حزب الوفاق اسلامی” که به جبهه مشارکت نزدیک بود و “موسسه فرهنگی الحواز” که در دوران موسوم به اصلاحات مجوز فعالیت گرفت -مجوز هر دو چند سال بعد باطل شد- فعالیت بقیه احزاب و گروه‌ها غیرقانونی تلقی می‌شود. با این حال از دل هر اتفاق مهمی که در این محله افتاده گروه یا حزبی جدید شکل گرفته و جریان سیاسی تازه‌ای راه افتاده ‌است.

این گروه‌ها به دلیل ماهیت غیررسمی‌شان، معمولا تشکیلات بارز حزبی ندارند، حول محور چند نفر می‌چرخند،عضوگیریشان محتاطانه و زیرزمینی است، اعضا و رهبری‌شان مشخص یا علنی نیست و در نهایت شاید یکی‌دو نفر از اعضای برجسته‌ترشان شناخته شده باشند. از این رو بخشی از جریان‌های سیاسی خوزستان مجبور به خروج از کشور شده‌ یا در خارج اعلام موجودیت کرده‌اند.

احزاب رسمی و علنی هم در خوزستان وجود دارند. گفته می‌شود بیش از ۳۰ حزب در این استان فعالیت دارند و همچنان برایشان مجوز صادر می‌شود مثل حزب “همت” که پارسال مجوز فعالیت گرفت و خانه احزاب خوزستان که سه سال پیش تشکیل شد. با اینکه دولت به برخی گروه‌های سیاسی مجوز می‌دهد اما به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی عرب‌‌های استان حساسیت ویژه‌ای دارد.

کریم دحیمی فعال حقوق بشر که بیشتر حقوق عرب‌های ایران را پیگیری می‌کند معتقد است حکومت می‌خواهد هر تحرکی را “در نطفه خفه کند” و در خوزستان به هیچ گروهی حتی برای کار فرهنگی مجوز فعالیت نمی‌دهد. او می‌گوید راه فعالیت‌ مسالمت‌آمیز “بسته” است و چاره‌ای جز روی آوردن به فعالیت‌ زیرزمینی نیست.

چهارشنبه سیاه

محمدطاهر آل‌شبیر خاقانی مرجع دینی و رهبر معنوی عرب‌های خوزستان، در سال ۱۳۵۸ با طرح خودمختاری اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خوزستان به همراه هیاتی راهی تهران شد. دولت مرکزی طرح را رد کرد و این زمینه‌ای شد برای اعتراض‌ و درگیری‌های خونین در چند شهر استان در نهم خرداد ۵۸ که از آن با عنوان “چهارشنبه سیاه” یاد می‌شود.

پس از آن چند گروه مسلح شکل گرفتند از جمله “گروه فدائیان چهارشنبه سیاه”. یک سال بعد در اعتراض به بازداشت‌ها و فشارهای دولت مرکزی، شش نفر که خود را گروه “الشهید” می‌نامیدند به سفارت ایران در لندن، مسلحانه حمله کردند و کارکنان سفارت را گروگان گرفتند. گفته ‌شد این گروه در پی خودمختاری خوزستان بود و خواسته‌ اصلی‌شان آزادی ۹۱ زندانی عرب و انتقال آنها به لندن. اشغال سفارت شش روز طول کشید و با کشته‌شدن پنج مهاجم و دو کارمند سفارت پایان یافت.

جبهه العربیه التحریر الاحواز، ‏کانون فرهنگی خلق عرب ایران و سازمان سیاسی خلق عرب از جمله سازمان‌ها و تشکل‌های سیاسی، شبه‌نظامی و فرهنگی بودند که در سال‌های اول بعد از انقلاب تاسیس و بعد از مدتی اعضایشان بازداشت، اعدام یا از کشور خارج شدند.

با گذشت زمان حکومت مرکزی حساس‌تر شد و بی‌اعتمادی عرب‌های خوزستان به دولت بیشتر و فضا ملتهب‌تر. در فروردین ۸۴ انتشار مطلبی با عنوان “طرح آمایش سرزمینی” که هدفش “تغییر بافت جمعیتی مناطق عرب‌نشین” بود مثل یک زلزله سیاسی مردم را به خیابان کشید.

گفته شد این طرح محرمانه را دفتر محمدخاتمی رئیس جمهور وقت به وزارتخانه‌ها ابلاغ کرده بود و براساس آن قرار بود در مدت ده سال جمعیت عرب‌ها به یک سوم تقلیل پیدا کند. دفتر محمد خاتمی وجود چنین طرحی را تکذیب کرد و آن را جعلی خواند.

اما “جنبش ملی عربی دموکراتیک الاحواز” به همراه چند تشکل سیاسی دیگر، حرکتی اعتراضی را شکل دادند و در شهرهای مختلف خوزستان از جمله اهواز ده روز درگیری‌های شدیدی روی داد. درباره شمار کشته‌ و بازداشتی‌ها اطلاعات دقیقی وجود ندارد اما از آن روزها با عنوان “انتفاضه نیسانیه” یاد می‌شود.

یک سال بعد تشکلی سیاسی و شبه‌نظامی شکل گرفت به نام “حرکة النضال العربی لتحریر الاحواز”. حبیب اسیود که اکنون در زندان است از بینانگذاران این تشکل بود. آقای اسیود در آنچه از تلویزیون دولتی پخش شد گفت “حرکه النضال” در چندین انفجار مکان‌های دولتی و اقتصادی در شهرهای اهواز، آبادان و دزفول دست ‌داشته ‌است.

“حرکه النضال” یکی از ده‌ها حزب و گروه سیاسی است که بعد از انقلاب در خوزستان شکل گرفتند. این گروه‌ها فهرستی بلند و بالا دارند؛ المجلس الوطنی الاحوازی، حرکة المجاهدین العرب، حرکة التحریر الوطنی الاحوازی، حرکة الشباب الاحوازی، التجمع الناصری الاحوازی و حزب التضامن الدیموقراطی الاهوازی. جز حزب تضامن دموکراتیک الاهواز که به دنبال نظام فدرال بود، اکثر قریب به اتفاق آنها خواهان استقلال بی‌قیدوشرط خوزستان بوده و هستند.

IRAN

توضیح تصویر،

لشکرآباد اهواز یکی از محله‌های اصلی زندگی عرب‌های استان خوزستان است که فروش فلافل در این منطقه خیلی رایج است.

چرا جدایی؟

بی‌توجهی یا کم‌توجهی به حقوق اقوام و اقلیت‌ها تقریبا در همه جای دنیا به احساس تبعیض و نارضایتی و تلاش برای تغییر وضعیت منجر می‌شود و اگر راهی برای احقاق این حقوق پیدا نشود، موضوع جدایی و استقلال مطرح می‌شود.

طبق اصل ۱۹ در فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی که به “حقوق ملت” اختصاص دارد، “مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.” اصل بیستم این حقوق را “انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی” تعریف می‌کند.

آنها که به دنبال جدایی یا استقلال هستند به استناد همین بندها و اصول می‌گویند حقوقشان بعنوان شهروندان ایران رعایت نمی‌شود. حکومت ایران اما در طول این سال‌ها نشان داده جدایی یا استقلال‌طلبی را از منظر بخشی از اصل نهم قانون اساسی می‌بیند که به حفظ تمامیت ارضی برمی‌گردد و آن را تحمل نمی‌کند.

کریم دحیمی فعال حقوق بشر خود را جدایی‌طلب نمی‌داند اما می‌گوید ظلم حکومت مرکزی، تبعیض، نژادپرستی و سیاست‌های تغییر بافت جمعیتی از دلایل پا گرفتن اندیشه‌های جدایی‌طلبی در خوزستان هستند. او وابستگی فعالان خوزستان به کشورهایی مثل عربستان را رد می‌کند و می‌گوید چه در دوره پهلوی چه در جمهوری اسلامی، به آنها انگ و اتهام خلق عرب، بعثی، سلفی، وهابی، جدایی‌طلب یا وابسته به کشورهای عربی زده شده است.

وزارت اطلاعات ایران نیز همزمان با پخش “اعتراف” حبیب اسیود، با انتشار اسنادی مدعی شد سرویس اطلاعاتی عربستان از “جنبش نضال” حمایت کرده ‌است.

حسن راضی مدیر “مرکز پژوهش‌های استراتژیک احواز” اعتقاد به استقلال خوزستان دارد. او می‌گوید حکومت محلی در این منطقه سابقه چند هزار ساله دارد اما در زمان رضاشاه پهلوی با سرکوب شیخ خزعل حاکم وقت خوزستان، تصمیمی‌گیری سیاسی و اقتصادی به تهران منتقل شده است: “جمهوری اسلامی هم همان خط و سیاست دوران رضاخان را دنبال می‌کند و سیستماتیک حقوق ملت عرب رانقض می‌کند”.

آقای راضی نام شهرهای خوزستان را با هدف تغییر هویت عوض کرده‌اند و نام قدیم خوزستان، “احواز” است. او می‌گوید همچنان به بهانه برنامه‌های اقتصادی، “شاهد تغییر و جابجایی روستاها و پاکسازی نژادی مستمر” هستیم: “حکومت باید حق تعیین سرنوشت ملت عرب را به رسمیت بشناسد”.

بحث حق تعیین سرنوشت و استقلال‌طلبی خاص ایران نیست و در بسیاری از جاهای دنیا مطرح است و تقریبا همیشه در مقابل آن بحث تجزیه‌طلبی مطرح می‌شود.

مهدی نوربخش استاد سیاست بین‌الملل در دانشگاه هریسبرگ پنسیلوانیا معتقد است سه عامل می‌تواند کشوری را با خطر تجزیه روبرو کنند.: نخست دولتی ناکارآمد که نمی‌تواند اعتماد مردم را جلب کند. او دولت ایران را از این نظر بسیار ضعیف می‌داند و معتقد است خشونت دولت‌ها را قوی نمی‌کند.

آقای نوربخش عامل دوم را دولت‌های خارجی می‌داند که سعی‌ می‌کنند اقلیت‌ها را قانع کنند که جدا شوند و اعلام استقلال کنند. به عقیده او اینکه حکومت ایران روابط خوبی با کشورهای عرب و اسرائیل ندارد و این بر شرایط تاثیر می‌گذارد.

این استاد سیاست بین‌الملل عامل سوم را رابطه دولت با اقلیت‌ها می‌داند: “برآوردن آرزو و خواسته اقلیت مسئله بسیار مهمی است. در شرایط فعلی دولت ناکارآمد است و در قبال حداقل چهار اقلیت ایران، بلوچ‌، کرد‌، عرب‌ و آذری خوب عمل نکرده است”.

به نظر می‌رسد جز چند ماه اول بعد از انقلاب و تلاشی که در دوره اصلاحات شد تا فضای سیاسی استان‌ها از جمله خوزستان بازتر شود و شاید به نوعی برخی اقوام و بطور مشخص عرب‌ها را موقتا امیدوار کرد، عملا رابطه حکومت مرکزی با اقلیت‌ها شکننده و آسیب‌پذیر بوده و هر حادثه‌ای شکاف را بیشتر کرده و برای ترمیم آن تلاش موثر و ابتکار عملی صورت نگرفته ‌است.

Subscribe
Notify of
0 نظر
Inline Feedbacks
View all comments