روایاتی چند از امام نقی (ع) – قسمت سوم

جستجو

روایاتی چند از امام نقی (ع) – قسمت سوم

اهمیت:
بی اهمیتکم اهمیتمتوسطمهمخیلی مهم
Loading...

 

حضرت هیچ گاه به باد گلو اعتقاد نداشت ؛ همیشه و در همه جا گوز را ترجیح می دادند و می فرمودند : بادی بود و راهی داشت، آیا با تو کاری داشت!!؟

کتاب باد الرساله، روی جلد

********************************

روزی مردی نزد امام نقی رفت. چون امام نبود برگشت.

کتاب اسرار الغیب، فصل دو هزار و دوازدهم، صفحه 30015

********************************

نقل شده که امام نقی بسیار مهربان بودند و هیچ گاه پول به همسران خود نمی دادند که خدای نکرده بین آنها اختلاف نیفتد و حتی روزی که یکی از همسران ایشان (بنت الانگور قرمزیه) از ایشان طلب مقداری پول برای خرید کرست از یکی از مغازه های پاریس نمود ایشان آنقدر ناراحت شد که با شمشیر ایشان را به دو قسمت مساوی تقسیم نمود که البته صحابه نیز از این تقسیم عادلانه همه حیرت نموده و اسلام آورده وارد بهشت شدندی.

عدل النقی، جلد 1501

********************************

یک روز صبح نقی بین اصحاب رفت. ناگهان از میان کفار یکی برخاست ( همیشه یک نفر باید به پا خیزد ) . گفت : نقی شرتش گل گلیه
نقی فرمود : به مادرت بگو خیلی دهن لق است و آن کافر در جا اسلام آورد.

القدرت النبییه فی الامور الکلامیه، صفحه 13

********************************

امام علاوه بر استایل کلبی (سگی)، استایل 69 را هم خیلی دوست داشتند. البته ایشان با در اختیار داشتن حرمسرا، بدعتی نو را در این استایل گذاشته بودند و آن را به صورت 6999999999999 اجرا میکردند. بعدها در علم ریاضیات اعداد 69, 699, 6999, 69999 و …. به دنباله نقی مشهور شد.

استایل شناسی حضرت در علم ریاضیات – دکتر شافتول

********************************

روزی دو نفر نزد امام امدند و از ایشان پرسیدند: “پدرمان سه گوسفند برایمان باقی گذاشته !نمی دانیم چگونه آن را بین خودمان تقسیم کنیم. چه کنیم؟”
امام کمی به فکر فرو رفت. در روی تخته ی سیاه کمی محاسبات ریاضی انجام داد همینطور نوشت و نوشت تا در نهایت حساب دیفرانسیل و انتگرال را پایه گذاری کرد.

ریاضیات نقوی

********************************

امام مظلوم و مظنون مان، نقی (ع) در را سفر به سامرا به جوبی رسیدند. بر حسب عرف و احترام امام اولین کسی بودند که از جوب پریدند. در موقع پرش ایشان در وسط جوب افتادند و صحابه به نجات ایشان شتافتند که در این حرکت انقلابی تن10 از یاران امام در جوب غرق شدند. ال زبیر، یکی از یاران امام گفتند: اماما وقتی جوان بودید خوب می پریدید. امام در جواب گفتند: در جوانی هم گوهی نبودم.

باب صداقت امام
کتاب تاریخ الصفرا صفحه 3

********************************

صحابه به امام: یا نقی فرق بین کچل و هواپیما در چیست؟

امام : کچل که فرق نداره اون هوا پیما هم نکته انحرافیش بود!

کشف ال معما فی جیک ثانیه ص اول

********************************

امام ایمیلی به پادشاه فارس نوشته و او را به اسلام دعوت نمودند و نسخه ای از قرآن را نیز اتچ نمودند، اما پادشاه فارس ریپلای کرد: اسپم نکن نقی

در باب اشراف امام بر تکنولوژی

********************************

آورده اند روزی نقی (ع) از بازارچه سامرا گذر می کردندی در میانه راه مردمی را بدیدند که از فرط بیکاری مشغول بازی با آلت خود بودندی امام کمی به فکر فرو رفتی و به صحابه فرمودندی به جدم قسم در بلاد اسلام بی کاری را ریشه کن کنیم. در آنجا بود که حضرت به ساخت وسیله ای همت ورزیدندی و آن را تسبیح نامیدندی و مردم زان پس با تسبیح خود مشغول بشدندی

از کتاب دول نامه امیر خان با کمی تلخیص

********************************

شخصی نزد امام آمد و گفت : یا حضرت. خبر هایی از بلاد کفر به گوشم رسیده. فردی ادعا می کند اگر وارد یک سیاهچاله و از آن خارج شویم، می توانیم به گذشته سفر کنیم.
نقی فرمود : می دانی فرق سیاهچاله ها ی ما و کفار در چیست؟
آن شخص سرش را به نشانه ی نفی تکان داد.سپس نقی او را به سیاهچاله افکند و فرمود : فرق آن در این است که اگر وارد سیاهچاله های ما شوی، بدون این که از آن خارج شوی می توانی تا هفت نسل پیش از خود را جلوی چشم مشاهده کنی.

تبحر امام در هیات و نجوم

********************************

روزي امام نقي(ع) در جمعي مشغول موعظه بودند. ناگهان بادي از يك جاي پيرمردي كه در مجلس خواب بود بيرون آمد و پيرمرد به يك باره از خواب پريد. امام از او پرسيد چه شده است. پيرمرد گفت اي مولاي من خواب پدرت را ديدم.
امام فرمود ما هم صدايش را شنيديم.

امام و تعبیر خواب



Subscribe
Notify of
0 نظر
Inline Feedbacks
View all comments