داستان «نبرد یازده رخ»: شاهنامه فردوسی – قسمت سی ام

داستان «نبرد یازده رخ»: شاهنامه فردوسی – قسمت سی ام به همراه اخبار ایران و جهان، فیلم، ویدیویهای سکس اسلامی و دوربین مخفی و دیگر مطالب سرگرم کننده در مجله ویدیویی توفیدز.

جستجوی سایت

داستان «نبرد یازده رخ»: شاهنامه فردوسی – قسمت سی ام

حمایت مالی اختیاری از کانال دیپ استوریز
https://www.patreon.com/deeppodcastiran
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طراح سیاوش و افراسیاب و تهمینه و کیکاووس شاه:
مهدی طالبی
https://www.artstation.com/mahdii
طراح رستم:
وحید بهمنی
https://www.artstation.com/vahidbahmaniart
طراح فردوسی:
آیدین سلسبیلی
https://www.artstation.com/aidinsalsabili

___________________________________________________________________________________
اگر طراح هر کدام از طرح‌های استفاده شده در این ویدئو رو میشناسید یا خودتون طراح آثار هستید، به ما ایمیل بزنید تا اسمتون رو به عنوان طراح اعلام کنیم.
If you own any of the arts that we used in this video, or you know the artist of any of them, please contact us via email to give you the credit.
[email protected]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این ویدیو از دیپ استوریز دوباره به سراغ داستانهای شاهنامه رفتیم. داستانهای شاهنامه فردوسی از زباترین و پرمعناترین داستانها در تاریخ ادبیات فارسی و همچنین ادبیات جهان هست از داستانهای شاهنامه فردوسی فیلمها و مستندات و همچنین سریالهای زیادی تولید شده است اما شاهنامه فردوسی را تنها نباید برای ایران دانست شاهنامه فردوسی مجموعه ای از داستانهای و قصه های جالب و همچنین حماسی است که میتواند برای بسیاری از ملتها و مردمان جهان جالب آموزنده باشد به همین دلیل در سراسر دنیا انسانهایی را میبینیم که به شاهنامه فردوسی علاقه دارند و شاهنامه فردوسی را ارج مینهند به قول نویسنده بزرگ تریکه، اورهان پاموک، شاهنامه فردوسی دریایی از داستان است.
ما داستانهای شاهنامه فردوسی را از ابتدا آغاز کردیم و تمامی داستانهای شاهنامه فردوسی را دسته بندی و قسمت بندی کردیم که شما میتوانید به راحتی هر کدام از داستانهای شاهنامه فردوسی را تماشا کنید
در ابتدای داستان فردوسی از آزمندی و طمع صحبت به میون میاره و به شدت طمع و زیاده خواهی رو سرکوب میکنه. فردوسی اعتقاد داره زیاده خواهی و قانع نبودن به حق، باعث نابودی فرد و یک مملکت میشه.
افراسیاب شاه توران بعد از داستان بیژن و منیژه بسیار افسرده شده بود و همچون شاهی شکست خورده خودش رو از دیگران پنهان کرده بود. بعد از اینکه دخترش از توران زمین به همراه یک پسر ایرانی فرار کرد، رستم وارد دربار افراسیاب شد و مجسمه های گران بهای اونجا رو تخریب کرد. افراسیاب ننگ چنین شکستی رو نمیتونست تحمل کنه.
به همین دلیل بزرگان رو در مجلسی دعوت کرد و از دوران با شکوه گذشته توران گفت. از دورانی که به راحتی ایرانیان رو شکست میداد. افراسیاب گفت قصد داره دوباره با کشورهای هم پیمانش به ایران حمله کنه. تمامی بزرگان با این نظر موافقت کردند. افراسیاب به کشورهای هم پیمانش نامه نوشت و از اونها درخواست کمک کرد. 50 هزار سواره نظام به فرزندش (شیده) داد تا به سمت خوارزم حرکت کنه و 50 هزار نیرو هم به (پیران) وزیر کارکشته دربار داد تا به سمت ایرانشهر بره و اونجا رو نابود کنه.
خبر این لشکرکشی به (کیخسرو) شاه ایران رسید. کیخسرو سریعا دستور داد تا فرماندهان نظامی ساز و برگی جنگی آماده کنند و از مرزهای ایران دفاع کنند. سی هزار سرباز به رستم داد تا از سیستان به سمت هندوستان حرکت و اونجا رو از دشمن پاک کنه و فرماندهی هندوستان رو به فرزندش فرامرز بسپاره.
سایر نیروها رو برای مقابله با تورانیان به خوارزم فرستاد. یک گروه رو به فرماندهی (گودرز) برای نبرد با نیروهای (پیران) فرستاد. کیخسرو به سردارانش توصیه کرد اگر فرمانده‌ای از دشمن قصد صلح داشت، صلح او را بپذیرید و سریعا وارد جنگ نشید.
گودرز به همراه گیو به راه افتاد و به اردوگاه پیران رسیدند. گودرز ، گیو رو فرستاد تا پیغام شاه ایران رو برای (پیران) بخونه. گیو به پیران گفت: شاه کیخسرو قصد صلح با شما رو داره. ما تمایلی به جنگ نداریم اما از حق خودمون کوتاه نمی‌آیم. تمامی غنیمت هایی که از ما گرفته شده باید پس داده بشه ، کشنده‌گان سیاوش رو تسلیم حکومت ایران کنید و خودت هم به همراه فرزند و برادرت میتونی به ایران پناه بیاری و زیر سایه شاه کیخسرو در آرامش زندگی کنی.
پیران با اینکه دوست نداشت جنگی در بگیره اما راضی نبود خودش رو تسلیم ایرانی ها کنه، به هر حال وطنش توران بود نه ایران! پیران شرایط صلح رو برای افراسیاب از طریق یک پیک ارسال کرد. افراسیاب شرایط رو نپذیرفت و از پیران خواست موقعیت رو محکم نگه داره و به زودی سی هزار سرباز به کمک اونها خواهد فرستاد. پیران هم به گیو گفت: به گودرز اطلاع بده شاه افراسیاب صلح رو نمیپیذیره و باید وارد جنگ بشیم.
چند روز بعد سپاهیان ایران آرایش نظامی گرفتند و در یک کوهستانی آماده نبرد با تورانیان شدند. هنگامیکه سپاه توران به فرماندهیِ پیران وارد منطقه شد، فهمید نیروهای ایرانی منطقه بهتر رو در اختیار گرفتند و جنگ در این کوهستان برای تورانی ها سخت خواهد بود. آرایش جنگی ایرانیان بسیار خوب انجام شده بود یک سری نیرو برای دیده بانی گذاشته بودند که اگر کمکی برای تورانی ها اومد، ایرانی ها از اون مطلع بشن. حتی برای مهمات جنگی ایران یک تعداد نگهبان مسلح وجود داشت تا غنیمتی به دست دشمن نیافته و از همه مهمتر خودِ (گودرز) بود که فرماندهی سپاه رو بر عهده داشت و درفش کاویان رو در دست گرفته بود.
پیران با اینکه میدونست نبرد در اون منطقه با یک چنین سپاه قدرتمندی بسیار سخته، اما تصمیم گرفته بود تسلیم نشه. پیران تعداد زیادی نیرو به برادرش هومان داد و به سایر سرداران تورانی دستور داد خودشون رو آماده نبرد کنند. هر دو سپاه موضع جنگی گرفته بودند اما هیچ تحرکی دیده نمیشد. هر دو همچنان از هم وحشت داشتند ایرانیان میترسیدند که از موقعیت خارج بشن و مورد محاصره قرار بگیرند و تورانی ها از این ترس داشتند که تا قبل از رسیدن نیروی کمکی، توسط ایرانی ها شکست بخورند.

مطالب مرتبط