داستان کامل «زال و رودابه» : عاشقانه اصیل ایرانی – شاهکاری از شاهنامه فردوسی – قسمت ششم

جستجوی توفیدز

داستان کامل «زال و رودابه» : عاشقانه اصیل ایرانی – شاهکاری از شاهنامه فردوسی – قسمت ششم

اهمیت:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 رای)
Loading...

لینک داستان پادشاهی منوچهر و زادنِ زال:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از تولد زال ، پدرش سام او را از خود راند و به کوهستان برد. زال در کوهستان توسط سیمرغ رشد کرد و هنگامیکه مردی بزرگ شد پدر به نزد پسرش آمد و یکدیگر را در آغوش کشیدند. پس از آن منوچهر شاه نواحی شرقی قلمرو خود را به نام سام زد و سام شد پادشاه سیستان . سام به همراه فرزنش زال با هدایای بسیار به سیستان رفتند
در سیستان بود که از یکدیگر جدا شدند اما «زال زر» تصمیم گرفت به کابل بره و در آنجا هم سرکشی کنه. فرمانروای کابل مردی بود به اسم (مهراب) مهراب از نوادگان ضحاک بود و نژادی تازی داشت اما خراجگذار سام بود و هنگامیکه شنید زال، فرزند سام نزد او می آید بسیار خرسند شد . به همراه اطرافیانش به نزد زال رفت و از او دیدار کرد با هم گفتند و خندیدند و در نهایت مهراب گفت یک درخواستی ازت دارم من به پدرت سام بسیار ارادت دارم اگر امکان داره امشب به سرای من بیا و مهمان من باش اما زال نپذیرفت چون پیشینه خانوادگیشون با هم تفاوت داشت و از طرفی هم هم کیش نبودند . زال این دعوت را نپذیرفت و مهراب هم به کاخ خود بازگشت هنگام شب زال به همراه بزرگان مشغول بزم و صحبت بود و گفت من مهراب را خیلی دوست دارم و او مردی خوشنام است دیگران هم این را پذیرفتند در ادامه صحبت بزرگان به زال گفتند: مهراب دختری دارد بسیار زیباروی، سرو قامت و مشکین موی که اسم او (رودابه) است
به قدری از زیابیی های (رودابه) دختر مهراب در کابل تعریف کردند که یک دل نه صد دل عاشق رودابه شد با اینکه زال ، رودابه را ندیده بود.
اما در همین لحظه در کاخ مهراب در کابل چه خبر بود؟ در کاخ مهراب هم ، مهراب با همسرش سیندخت و دخترش رودابه در حال تعریف و تمجید از زال بود و رودابه هم یک دل نه صد دل عاشق زال شد چون پدرش کلی داشت از «زال» واسه «رودابه» تعریف میکرد . رودابه راز دل خودش رو نتونست نگه داره و همین قضیه رو با خدمتکارانش در میان گذاشت خدمتکاران بهش گفتند تو سطحت بالاتر ازاین حرف هاست، بسیار زیبا هستی و دختر پادشاه کابلی. صبر کن تا تاجداران ایران زمین به خواستگاری تو بیایند. اما رودابه این رو نپذیرفت و گفت نه قیصر رم را میخواهم و نه تاجداران ایرانزمین بلکه تنها دل در عشق (زال) بستم کار کنید که من بتوانم با زال ملاقات کنم . خدمتکاران تصمیم گرفتند حرکتی انجام دهند تا «زال» و «رودابه» یکدیگر را ملاقات کنند
اگر دوست دارید از داستان عاشقانه (زال و رودابه) اطلاع پیدا کنید این ویدیو را مشاهده کنید

طراح کاور:
https://www.deviantart.com/sugar-h/art/Tales-of-Shahname-Birth-of-Rostam-579077521?ga_submit_new=10%3A1629962276&ga_type=edit&ga_changes=1

Subscribe
خبر بده در مورد
0 نظر
Inline Feedbacks
نمایش تمامی نظرات