زندگینامه «سردار اسعد بختیاری» : سردار فاتح تهران در انقلاب مشروطه

زندگینامه «سردار اسعد بختیاری» : سردار فاتح تهران در انقلاب مشروطه در مجله ویدیویی توفیدز. حاوی اخبار ایران و جهان، فیلم، ویدیویهای سکس اسلامی و دوربین مخفی و دیگر مطالب سرگرم کننده.

جستجوی سایت

زندگینامه «سردار اسعد بختیاری» : سردار فاتح تهران در انقلاب مشروطه

اهمیت:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

Instagram: Https://www.instagram.com/deep.podcast
Telegram Channel: Https://www.telegram.me/deeppodcast
سردار اسعد بختیاری
با روی کارآمدن محمدعلی شاه قاجار، بسیاری از دست آوردهای مشروطه از بین رفت و دوران استبدد صغیر آغاز شد. در این دوران مردی از منطقه بختیاری به همراه یاران خود به سمت پایتخت حرکت کردند و با فتح تهران به دوران استبداد صغیر محمد علی شاه پایان دادند.
معرفی
روزهای آغازین:
سردار اسعد بختیاری با نام کامل (علیقلی خان سردار اسعد) چهارمین فرزند (حسین قلی خان ایلخانی) بود. که در سال 1236 خورشیدی در منطقه گرمسیر بختیاری متولد شد. پدرش از افراد با قدرت در منطقه بختیاری محسوب میشد و سی سال رهبری ایل رو بر عهده داشت. حسینقلی خان در طول حیات خودش تونست بین اقوام مختلف بختیاری اتحاد و دوستی ایجاد کنه و این قضیه اون قدرت از دست رفته ایل بختیاری رو دوباره بوجود آورد.
از طرف دیگه با نیروی هایی که در اختیار داشت به امنیت منطقه مشغول شد و بسیاری از شوروشها رو خنثی میکرد در چند جنگ خارجی هم حضور به عمل آورد. این اقدامات مورد توجه حکومت قاجار قرار گرفت و به دستور ناصرالدین شاه، حسین قلی خان به مقام ایلخانی بختیاری منصوب شد.
همسرش هم زنی بود به اسم (بی بی مهری جان) که مادر سردار اسعد بود. علیقلی خان سردار اسعد دوران کودکی رو در همان منطقه بختیاری گذراند و به یادگیری زبانهای خارجی پرداخت. انگلیسی، فرانسه، عربی و همچنین آموزش خط تحریر فارسی.
سردار اسعد در سال 1255 خورشیدی ازدواج کرد و نخستید فرزندش در 1258 به دنیا آمد. پدر سردار اسعد اسمش رو گذاشت (جعفر قلی خان) که بعدها معروف شد (سردار بهادر) و در فتوحات مهمی هم نقش داشت.
حسین قلی خان، پدر سردار اسعد در اقتدار کامل بود و در منطقه حرف اول رو میزد تا اینکه در سال 1261 خورشیدی (ظل السلطان) فرزند ارشد ناصرالدین شاه به حاکمیت اصفهان میرسه.

قتل پدر:
قدرت نظامی و ثروت حسین قلی خان روز به روز بیشتر میشد و در مناطق جنوبی ایران مشارکتهایی رو با (ظل السلطان) داشت.این قضیه ناصرالدین شاه رو به شک انداخت که مبادا قدرت گرفتن ایل بختیاری برای حکومت قاجار گرون تموم بشه. برای همین جاسوسانی رو به منطقه فرستاد تا از حقیقت و میزان قدرت حسین قلی خان اطلاع پیدا کنه.
خبرچینها ، به منطقه بختیاری رفتند و حجم ثروت و همچنین سواران زبده‌ای که در اختیار حسین قلی خان بود رو به اطلاع ناصرالدین شاه رسوندند. ناصرالدین شاه احساس خطر کرد که این حس خطر کاملا اشتباه بود چون حسین قلی خان قصد نداشت علیه حکومت قاجار اقدامی انجام بده حتی از هم پیمانان قاجار بود و یکی از ستون های قدرت حکومت به حسب می آمد. اما ناصرالدین شاه نقشه شومش رو کشیده بود. برای اینکه میزان وفا داری پسر بزرگترش رو بسنجه یک ماموریتی برای ظل السلطان تعیین کرد، و ماموریت این بود: قتل حسین قلی خان!
ظل السلطان ، حسین قلی خان رو به همراه دو پسر دیگرش یعنی (سردار اسعد) و (اسفندیار خان) به اصفهان دعوت کرد تا در یک رژه نظامی شرکت کنند. پس از پایان رژه از میهمانان در چهل ستون پذیرایی شد و قهوه (حسین قلی خان) آلوده به زهر کشنده بود. فردای روز رژه پسرها رو به دارلحکومه فرستادند و در آنجا زندانی کردند. حسین قلی خان رو هم با همان حال ناخوش در زندان اصفهان انداختند و در همان زندان هم از دنیا رفت.

اقامت در تهران:
سردار اسعد یک سال کامل رو در زندان گذراند و خانواده‌اش هم در تمام طول این مدت در انزوای کامل به سر میبردند. با روی کار آمدن (میرزا علی اصغر اتابک) شرایط تا حدودی تغییر کرد. اسفندیار خان شد رئیس ایل بختیاری و سردار اسعد هم فرمانده سواران بختیاری شد. در این دوران ناصرالدین شاه از طغیان سوارن بختیاری علیه حکومت بسیار وحشت داشت. به همین دیل سردار اسعد رو در تهران نگه داشت که بیشتر حکم یک گروگان رو داشت
این قضیه نهایتا به سود سردار اسعد بود چون با اوضاع و احوال پایتخت آشنا شد رابطه قدرتمندی با دیپلماتهای کشورهای خارجی برقرار کرد. این روابط در اقدامات آتی سردار اسعد بسیار اهمیت داشت.
قتل ناصرالدین شاه:
در سال 1257 خورشیدی پنجاهمین جشن تاجگذاری ناصرالدین شاه در حرم شاه عبدالعظیم برگزار شد. در همان ساعات ابتدایی مراسم ، میرزا رضای کرمانی با یک اسلحه (هفت تیر) به سمت شاه حرکت کرد و ناصردالدین شاه را به قتل رسوند. با قتل ناصرالدین شاه، فرزندش مظفرالدین شاه به پادشاهی رسید.
این اتفاق دوباره شرایط رو برای ایل بختیاری تغییر داد. در این دوران برادر بزرگتر سردار اسعد یعنی (صمصام السلطنه) به درجه ایلخانی بختیاری رسید و سردار اسعد هم به درجه سرتیپی رسید.
امتیاز جاده اصفهان به اهواز به اتابک رسید که رابطه خوبی با سردار اسعد داشت و همچنین امتیاز و همچنین امتیاز جاده لینچ هم هب اسفندیار خان، برادر سردار اسعد رسید و همچنین سالیانه 1275 تومان مقرری به سردار اسعد پرداخت میشد. دوباره ایل بختیاری تونسته بود قدر خودش رو به دست بیاره.
در سال 1279 سردار اسد از ایران خارج شد. مدتی رو در هند، مصر و عربستان گذروند و بعد هم به اروپا رفت و در مهترین شهرهای اروپا زندگی کرد و نخستین جرقه های فعالیتهای سیاسی – اجتماعی در این دوران برای سردار اسعد شکل گرفت.

بمباران مجلس:
در سال 1281 سردار اسعد به تهران بازگشت و مدت یکسال در پایتخت ساکن شد در یک سال بعد برادر بزرگترش اسفندیار خان از دنیا رفت و سردار اسعد هم به منطقه بختیاری برگشت. در اون سال شرایط منطقه بختیاری اصلا مناسب نبود و اکثر طوایف مشکلات زیادی با هم داشتند و تفرقه بین ایلات مختلف بیداد میکرد. به سبک پدرش تونست منطقه رو آروم کنه و صلح و دوستی رو بین قبایل مختلف ایجاد کنه. آرامش ایل بختیاری و اتحاد بین اونها قدرت رو هم دوباره بهشون برگردوند.
در همون سال به پیشنهاد (عین الدوله) مامور نظم لرستان هم شد.

مطالب مرتبط
اپلیکیشن موبایل توفیدز
مطالب دیگر