عصر روشنگری: قسمت اول – چرا «اروپا» پیشرفت کرد؟ و ما نه

عصر روشنگری: قسمت اول – چرا «اروپا» پیشرفت کرد؟ و ما نه به همراه اخبار ایران و جهان، فیلم، ویدیویهای سکس اسلامی و دوربین مخفی و دیگر مطالب سرگرم کننده در مجله ویدیویی توفیدز.

جستجوی سایت

عصر روشنگری: قسمت اول – چرا «اروپا» پیشرفت کرد؟ و ما نه

حمایت اختیاری از دیپ پادکست:
https://www.patreon.com/deeppodcastiran

Instagram: Https://www.instagram.com/deep.podcast
Telegram Channel: Https://www.telegram.me/deeppodcast
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی به تاریخ نگاه میکنید به یک پارادوکس خیلی عجیبی بر میخورید. در واقع این پارادوکسی بود که همه کشورهای شرقی به اون برخوردند. تا قبل از دوره قاجاریه در ایران تقریبا اکثر قدرت های جهان در شرق کره زمین بودند و هیچوقت کشورهای غربی حریف کشورهای شرقی نمیشدند. اما به یکباره با آغاز قرن هجدهم و نوزدهم، کشورهای شرقی به خودشون اومدند و دیدند انگار چند قرن از غرب عقب تر هستند.
دقیقا چه اتفاقی در غرب و اروپا افتاد که به یکباره یک جهش عجیب داشتند و وقتی کشورهای شرقی به خودشون اومدند دیدند با یک غرب مدرن و پیشرفته مواجه هستند و خودشون رو کشورهای عقب افتاده حس کردند؟
جواب این سوال به دورانی بین 1650 تا 1789 میلادی برمیگرده که در اروپا به عصر روشنگری معروف شده.

ریشه های روشنگری
ریشه های روشنگری به رنسانس و تقریبا سال های 1350 میلادی بر میگرده. قبل از دوره رنسانس دوره ای در اروپا بود که به قرون وسطا شهرت داره. قرن ها زندگی اروپاییان بدون کوچکترین پیشرفتی. در واقع زندگی انسان ها در قرن های ابتدایی قرون وسطا و اواخر قرون وسطا فرق چندانی با هم نداشتند.
با اومدن عصر رنسانس مردم به آموزش و هنر و علم توجه بیشتری نشون دادند. بسیاری از نظرات و علوم و هنرهای یونان باستان که قرن ها کاملا نادیده گرفته میشد دوباره مورد مطالعه و آموزش قرار گرفت.
در این دوران شخصی به نام گوتنبرگ در آلمان یک ماشین چاپ اختراع کرد که میتونست در یک ساعت 240 صفحه رو چاپ کنه. با اختراع ماشین چاپ، به سرعت کتاب های قدیمی و علوم مربوط به یونان باستان که سالها در کتاب خانه ها خاک میخوردند چاپ شدند و در دسترس عموم قرار گرفتند. در همین دوره بود که کشتی های اروپایی شروع به اکتشاف مناطق جدیدتر کردند. همین ملاقات با مناطق جدید در سرزمین های ناشناخته باعث شد اروپاییان بفهمند که قرن ها نسبت به شرق هیچ پیشرفتی نداشتند.
مثلا همین ماشین چاپی که گوتنبرگ اختراع کرده بود، 400 سال قبل در چین اختراع شده بود. اینجا بود که اروپاییان به عقب موندگی خودشون نسبت به سایر مردم جهان پی بردند.
اونها کلیسای کاتولیک رو دلیل اصلی عقب موندگی جوامعشون میدونستند. کلیسایی که تمام زندگی اروپاییان را تا اون زمان کنترل میکرد. کم کم نارضایتی ها نسبت به تعالیم کلیسا در بین اروپاییان بالا گرفت.
این اعتراضات و شک ها نسبت به آموزه های کلیسا تا جایی ادامه یافت که در سال 1515 یک راهب آلمانی به نام مارتین لوتر علیه سوء استفاده های کلیسا دست به قیام زد. اعتراضات مارتین لوتر به یک طغیان بزرگ ختم شد و یک صفحه جدیدی در تاریخ باز کرد که به اصلاحگری پروتستان شهرت دارد.
بین قرن های 16 و 17 پروتستان ها و کاتولیک ها به نام خدا به جنگ با یکدیگر پرداختند. این جنگ ها بسیار از اقتدار کلیسا کم کرد و موجی از شک گرایی رو در بین مسیحیان ایجاد کرد. به سرعت همه به فکر فرو رفتند که چطور ممکنه دو ورژن از یک دین وجود داشته باشه و کدومیک دارن مسیحیت واقعی رو مطرح میکنند. چطور ممکن بود خدا از کلیسایی راضی باشه که داره تمام مخالفانش رو به شدیدترین شکل شکنجه و قتل عام میکنه. در این دوران مردم اروپا به طرز بی سابقه ای نسبت به تعالیم کلیسا بدبین شدند.

انقلاب علمی
با ضعیف شدن کلیسا در پی مبارزات مارتین لوتر و دوره رونسانس، یک آتش کنجکاوی و علم گرایی در بین اروپاییان شعله ور شد. اونها فهمیده بودند که کلیسا جواب تمام سوالات رو نداره و بهتره نسبت به همه چیز کنجکاو باشند و خودشون به دنبال جواب سوالاتشون برن.
در این دوران ابزاری مانند میکروسکوپ و تلسکوپ اختراع شدند و به پیشبرد علم کمک فراوانی کردند.خیلی زود علوم دیگه هم شروع به رشد کردند و روش های جدید علمی شکل گرفتن. روشی که فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی قرن هفدهم آن را به طور رسمی مطرح کرد و باعث شد موجی از اکتشافات و اختراعات در اروپا آغاز شود. بیکن به پدر مکتب "تجربه گرایی" شهرت دارد.
نیوتن ریاضیدان انگلیسی، در کتابش "اصول ریاضیات" که در سال 1687 منتشر شد، یک قانون کلی برای جاذبه بین اشیا کشف کرد که معتقد بود در تمام هستی یکسان عمل میکند. کشف نیوتن بسیاری را به فکر فرو برد. نیوتن فرمولی رو کشف کرده بود که یکی از رفتارهای جهان را، به طور کامل توصیف میکرد.
اینجا بود که خیلی ها تصور کردند شاید بتوان همه چیز را در جهان با اصول علمی توصیف کرد.
عقاید جان لاک

جان لاک فیلسوف انگلیسی که از پیروان مکتب "تجربه گرایی" بود تفکراتی رو بنا کرد که شالوده اصلی روشنگری شد.
به نظر لاک همه انسان ها دارای قدرت تعقل هستند و همه انسان ها از حقوق طبیعی یکسانی برخوردارند. هیچ کس حق داره به حقوق دیگر انسان ها تجاوز کنه. لاک بعدا بر پایه این تفکراتش یک سیستم حکومت را مطرح کرد که به لیبرالیسم شهرت داره. سیستمی که کاملا بر پایه حقوق فردی بود و برای همه انسان ها حقوق برابر قائل بود.
از این پس بسیاری از فیلسوفان شروع به ارائه نظریه هایی کردند که باعث شد تمام باورهای انسان دوباره مورد آزمایش قرار بگیره.
مهمترین فیلسوفان این عصر رنه دکارت، جورج بارکلی، دیوید هیوم و بسیاری دیگر از تجربه گرایان انگلیسی بودند. این تجربه گرایان، عقل را معیار راستین همه چیز میدونستند.
نتیجه کارهای نیوتن، لاک و دیگر فیلسوفان قرن هفدهم خیلی زود در انگلیس خودش رو نشون داد. انگلیس در این دوران یک تغییر سیاسی اساسی رو تجربه کرد که به "انقلاب شکوهمند" معروف است.
در سال 1668، شاه جیمز دوم، پادشاه کاتولیک و نامحبوب از انگلستان فرار کرد و پارلمان کشور، دو پروتستان به نام های شاه ویلیام سوم و ملکه ماری دوم رو برتخت نشاندند.
این انتقال قدرت بدون هیچ خونریزی شکل گرفت. با اینکه در این دوران همچنان انگلیس دارای یک نظام

مطالب مرتبط