لیبرالیسم چیست: محبوبترین نوع حکومت در جهان

لیبرالیسم چیست: محبوبترین نوع حکومت در جهان به همراه اخبار ایران و جهان، فیلم، ویدیویهای سکس اسلامی و دوربین مخفی و دیگر مطالب سرگرم کننده در مجله ویدیویی توفیدز.

جستجوی سایت

لیبرالیسم چیست: محبوبترین نوع حکومت در جهان

حمایت اختیاری از دیپ پادکست:
https://www.patreon.com/deeppodcastiran

Instagram: Https://www.instagram.com/deep.podcast
Telegram Channel: Https://www.telegram.me/deeppodcast
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
00:00 معرفی
01:02 تاریخ لیبرالیسم
09:13 سیاست لیبرالیسم
26:15 منطق لیبرالیسم
32:23 اقتصاد لیبرالیسم
38:10 سیاست خارجی لیبرالیسم
ـــــــــــــــــــــــــــ

سخنرانی جان مرشایمر
Credit: Hoover Institution
Full Video: https://youtu.be/eFtsg3jgH1Y
لیبرالیسم چیست؟
منبع ما در این ویدئو این کتابه: لیبرالیسم نوشته لودویگ فون میزس
تاریخچه لیبرالیسم
اما وقتی از خود غربی ها این سوال رو میپرسی اکثرا به یک چیز اشاره میکنند، اون هم نوعی از حکومته به نام "لیبرالیسم". اونها معتقدند تمام پیشرفت غربی ها بخاطر این بود که حکومت های غربی به سمت حکومت های لیبرال دموکراسی حرکت کردند.
اما دقیقا این مدل حکومت چیه و چه منطقی داره؟ بزارید اول یه تاریخچه خیلی کوتاه ازش بگیم و بعد بریم سراغ منطق و نوع حکومت لیبرالیسم.
در قرن های 16 و 17 میلادی حکومت های اروپا نوعی از حکومت بود که به اون "مرکانتیلیزم" یا "سوداگری" گفته میشد.
لیبرالیسم به محض پیاده شدنش در انگلیس، ایالات متحده آمریکا و بعد هم اروپا، چنان پیشرفتی رو در این کشورها رقم زد که در هیچ دوره ای از تاریخ سابقه نداشت. این پیشرفت اونقدر زیاد بود که بسیاری از محافظه کاران ترسیدند و شروع به مخالفت با لیبرالیسم کردند. به همین دلیل به سرعت جنبش های ضد لیبرال در اروپا آغاز شد و همین باعث شد عمر لیبرالیسم واقعی در اروپا بسیار کوتاه باشد. یکی از این تفکرات، کومونیسم بود.
اما در آمریکا هیچ ترمزی برای تفکرات لیبرالیسم وجود نداشت. آمریکا در اوایل قرن نوزدهم یک کشور تازه استقلال یافته بود و عملا هیچ حرفی در قدرت جهانی نداشت، اما به یکباره در اوایل قرن بیستم به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان چه از نظر اقتصادی و چه از نظر نظامی شده بود و در انتهای قرن بیستم، به قدرت اولِ بی چون و چرای جهان تبدیل شده بود. بسیاری معتقدند تنها دلیل پیشرفت سریع و عجیب آمریکا این بود که برخلاف اروپاییان، هیچ کس جلوی لیبرالیسم در آمریکا رو نمیگرفت و اونجا لیبرالیسم تونست نتیجه نهایی خودش رو نشون بده.
فون میزس معتقده لیبرالیسم هیچگاه به طور کامل در هیچ جا پیاده نشده اما همون یه دوره ای که در اروپا و آمریکا به صورت نصفه و نیمه پیاده شده بود، باعث شد چهره کره زمین کاملا تغییر کنه و شکوفایی اقتصادی باشکوهی آغاز شد. مثلا اگه به زندگی یک کارگر در اوایل قرن بیستم نگاه کنید، میبینید که زندگی یک کارگر در کشورهای صنعتی مثل ایالات متحده آمریکا، در آستانه جنگ جهانی اول، بهتر و زیباتر از زندگی یک نجیب زاده ونیزی در 200 سال قبلش بود. و اتفاقا این زندگی خوب برای همه بود و نه فقط برای یک لایه نازک از جامعه.
حالا با این مقدمه طولانی که فهمیدیم اهمیت لیبرالیسم چقدره و چرا غربی ها انقدر دوسش دارند، بریم ببینیم تفکرات لیبرال چه تفکراتی هستند و منطق پشت این تفکر چیه؟
مبانی سیاسی لیبرالیسم
جامعه ای که در اون اصول لیبرالیسم پیاده بشه، جامعه کاپیتالیستی میگن. لیبرال ها معتقدند اینکه در 200 سال اخیر، انسان از یک زندگی روستایی و سوار بر اسب و قاطر، تونسته با اتومبیل سفر کنه، به فضا بره و بر روی کره ماه فرود بیاد، همه اینها بخاطر وجود کاپیتالیسته. و برخلاف نظر خیلی ها که معتقدند کاپیتالیسم فقط برای ثروتمندان مفید بوده، اتفاقا اکثر این امکانات رفاهی در اختیار توده ها مردم بود.
اول بزارید ببینیم کاپیتالیسم به چه معناست. کاپیتال به ماشین آلاتی میگن که با اون وسایل دیگه رو تولید میکنند. در واقع "ماشین های تولید" همون کاپیتال ها هستند. کاپیتالیست ها معتقدند مالکیت ماشین آلاتی که برای تولید لوازم استفاده میشن باید خصوصی باشند. در حالی که سوسیالیست ها معتقدند ماشین آلات تولید و کارخونه ها باید در مالکیت عموم باشند و فقط محصول نهایی باید خصوصی باشد. مثلا گوشی موبایل رو تصور کنید، در واقع هم سوسیالیست ها و هم کاپیتالیست ها هر دو معتقدند مالکیت گوشی موبایل باید خصوصی باشه، اما در مورد کارخونه و ماشین آلات تولید کننده موبایل نظرات متفاوته. سوسیالیست ها معتقدند کارخونه ها و ماشین آلات تولید باید دولتی و در مالکیت عموم باشند، اما کاپیتالیست ها معتقدند دولت به هیچ عنوان نباید دست به هیچگونه تولیدی بزنه و همه ماشین آلات تولید و کارخونه ها باید در مالکیت خصوصی باشد. مهمترین اصل لیبرالیسم هم همینه. یعنی مالکیت خصوصی بر ماشین های تولید. تمام اصول دیگه لیبرالیسم از همین اصل پایه ای مشتق میشه.
اما لیبرالیسم فقط بدنبال مالکیت خصوصی بر ابزار تولید نیست. لیبرالیسم معتقده تمام مراحل تولید، قیمت گذاری، توزیع و فروش همه و همه باید کاملا به صورت خصوصی باشه و دولت به هیچ عنوان نباید در هیچ قسمتی از اقتصاد دخالت کنه. لیبرال ها معتقدند هرگونه دخالت دولت در اقتصاد فقط کار رو خراب تر میکنه.
از طرفی لیبرالیسم به معنای آزادیه، بخاطر همین مخالفانش سعی میکنند تا حد امکان از این واژه استفاده نکنند چون خود کلمه آزادی یک بار معنایی خوبی داره. بجاش از واژه جامعه کاپیتالیستی استفاده میکنند. بدین ترتیب تصویر یک سرمایه دار بیرحم رو نشون میدن که به قول کومونیست ها : سرمایه داران خون کارگران رو میمکنند. در حالی که کاپیتالیسم فوایدش بیشتر برای توده مردمه و اتفاقا اگر یک سویه ترسناک داشته باشه، اون ترس باید متوجه ثروتمندان باشه
لیبرال ها معتقدند، اینکه الان ما به طور بدیهی آزادی رو میستاییم بخاطر لیبرالیسمه. تا قبل از اومدن لیبرالیسم تقریبا همه بندگی رو نه تنها بد نمیدونستند بلکه در مواقعی میستاییدند. حتی گاها خود بندگان و برده ها هم آزادی رو حق خودشون نمیدونستند. اما روشی که لیبرال ها باعث شدند بندگی از بین بره و آزادی جای اونو بگیره روش جالبی بود.

مطالب مرتبط