پیشنهاد این پروژه رو وقتی ایران بودم و بازار کتابهای هری پاتر خیلی داغ بود و ملت شب تا صبح منتظر کتاب جدید تو خیابون میخوابیدن به بابک چمن آرا دادم. بعد از پایان پروژه که یکی از شیرینترین دورههای کاریم بود پروژه مجوز نگرفت و من که دستمزد اصلیم درصدی از فروش بود رفت تو پاچم، ولی بابک با دادن مالکیت این پروژه از پاچم درآورد. من هم که از این کار پول دربیار نبودم همه جا مجانی منتشرش کردم که حداقل مردم گوشش بدن. گفتم اینجا هم بذارم اگر کسی دوست داشت گوش بده. مخلص